اگر عبارت آزاد آموز را تا کنون نشنیده‌اید عجیب نیست. این ترجمه‌ای نامرتبط با ساختار کلمه Unschooler است که من انتخاب کرده‌ام و میخواهم آن را ترویج دهم.

آزاد آموز در نگاه من کسی است که سواد را در مفهومی وسیع تر از آنچه که در مدرسه آموخته می‌شود درک خواهد کرد.

برخلاف کلمه آزاد آموز، قطعا واژه سواد برای هیچکدام از ما بیگانه نیست

در طول چندین دهه به ما آموزش داده‌اند که خواندن و نوشتن یعنی سواد و برای فراگرفتن آن باید به مدرسه و کلاس و نهضت و مکتب رفت. هرگاه از باسواد بودن کسی پرسیدیم، اگر خواندن و نوشتن میدانسته گفته‌ایم با سواد است و خلاصه اینطور شد که حالا قریب به صد درصد جمعیت ایران را با سواد میدانیم. خب، آیا به نظرتان دانش مورد نیاز برای زندگی، ممکن است چیزی غیر از خواندن و نوشتن باشد؟

از جنبه دیگری به موضوع نگاه کنیم، انتظارمان از سواد چیست؟

یا غیر از این است که دانش یاد میگیریم تا کمال یافته‌تر و بهتر زندگی کنیم؟ دانش قرار است کیفیت زندگی ما را ارتقاء بخشد و ابزار تعامل با دیگران و تامل در جهان را در اختیارمان بگذارد. آیا در خودتان و جماعت مدرسه رفته پیرامون که نگاه میکنید، این غرض از سواد حاصل شده است؟ با بالعکس، حالا با طایفه‌ای از دکتر و مهندس‌ها روبرو هستیم که غبطه زندگی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های مکتب نرفته یا چه بسا بی سوادشان را می خورند؟

دوباره برگردیم به سوال اول، ممکن است دانش چیزی غیراز آنی باشد که ما می ‌آموزیم؟ ممکن است دست برقضا با اینهمه ادعا و مدرک و عنوان و لقب، ما بی سواد‌های روزگار خودمان باشیم و اتفاقا دانایی همانی باشد که پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایمان در کوچه‌های گلی و مزرعه‌های سنتی و کنار کرسی می‌آموختند؟

کافی است کمی – واقعا فقط کمی – در این تردید کنید که با معنای سواد کاملاً آشنا هستید و تصمیم بگیرید در این کلمه بیشتر تامل کنید. آن وقت غرض از این نوشته حاصل شده است و میتوانیم به ادامه گفتگو بپردازیم. اما اگر فکر میکنید دانش همان خواندن و نوشتن است و برای آن مفهوم وسیع تر قائل نیستید فکر میکنم بهتر است همینجا از هم خداحافظی کنیم.