تربیت و تبعیت چه نسبتی با هم دارند؟ آیا تربیت به معنای به تعبیت واداشتن دیگری است؟ یا باید معنای دیگری برای آن برگزید؟
نمیدانم تا بحال نگهداری از پِت یا همان حیوان خانگی را به عهده داشتید یا نه؟
یا در یک سیرک به تماشای نقش آفرینی حیوانات نشسته‌اید یا خیر؟
یا مثلا به متخصصین تربیت سگ مراجعه کردید؟ اگر پاسخ هرکدام از این سوالات مثبت باشد قطعا تجربه کردید که وقتی از «تربیت» در خصوص حیوانات صحبت میکنیم، شاخص‌مان تبعیت است. هرچه حیوان در برابر صاحبش تابع‌تر و به قول خودمانی حرف گوش کن تر باشد، حیوان با تربیت تری است!

خوب ِ حرف گوش کن!

امیدوارم این مثال را به عنوان جسارت یا بی ادبی فرض نکنید که البته اگر هم فرض بکنید چندان ناروا نیست! چون حقیقتا جسارت به حریت انسانی است اما مرتکب این جسارت من نیستم. سالهای متمادی است که ما برای توصیف یک فرزند خوب و مودت با عبارت«خوب ِحرف گوش کن» مواجه می‌شویم. آیا این واقعا همان چیزی است که باید از فرزندانمان انتظار داشته باشیم؟

جامعه، یک سیرک بزرگ!

بد نیست نگاهی به تاریخچه سیرک داشته باشید، این واژه ابداع رومیان است و نخستین بار میدانی را برای انجام حرکات جذاب توسط اسب‌ها ایجاد کردند (نام سیرک – circus – هم از همان عبارت دایره و میدان برداشت شده) و مردم را به تماشا دعوت کردند. هنوز هم سیرک همان کارکرد را دارد. جایی که حیوانات بر روی جایگاه نمایش کارهایی را انجام میدهند که هیچ ارتباطی با زیست طبیعی آنها ندارد. روی دو پا می ‌ایستند و از حلقه آتش می‌پرند و توپ را روی دماغ نگه میدارند و خلاصه هرکاری که به تشویق حضار ختم شود را انجام میدهند و در پایان یک جایزه دریافت می‌کنند!
آیا غیر از این است که جامعه را هم مانند یک سیرک بزرگ ترسیم کرده‌ایم؟ ما کارهایی را انجام خواهیم داد که چه بسا هیچ سنخیتی با نهاد طبیعی و آفرینش ما ندارد اما برای کسب تشویق حضار ناگزیر به انجام آن هستیم حتی اگر پشت صحنه در دلمان احساس خسران و زیان کنیم. در نهایت نیز به ازای تمام تشویقهایی که خریدیم، جایزه‌ای دریافت می‌کنیم که احتمالا به حسابمان واریز شده است!

تربیت انسانی یا تربیت حیوانی؟

مانند تمام یادداشتهای دیگر، اینبار هم مشتاقم بجای پاسخ، یادداشتم را به پرسشی بنیادین ختم کنم! چه تمایزی میان تربیت یک انسان با تربیت یک حیوان وجود دارد؟ آنچه امروز در مدارس ما محقق می‌شود تربیت انسانی است یا فرایند اهلی سازی دانش آموزان برای تبعیت محض از ارزشهایی از پیش تعریف شده. دقت داشته باشیم که این اهلی سازی نه مختص نظام آموزشی ما بلکه اساساً رویکرد ذاتی آموزش رسمی است. آیا نظام آموزشی عمومی و رسمی با هدف پرورش انسان تابع، شکل گرفته است؟ آنچه ما امروزه با بزک جامعه پذیری از آن دفاع می‌کنیم چه تفاوتی با ترغیب به همرنگ جماعت شدن دارد؟

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *