قبل از پرداخت به اثر بحث در فرا مدرسه یک مقدمه کلی عرض کنم. آزادی، همواره و لاجرم، زاینده مسئولیت و وظیفه است. هرچه شما از آزادی بیشتری برخوردار باشید، در برابر آنچه که انتخاب خواهید کرد مسئول‌ترید. حتی اگر در ظاهر بگویید که من آزادم اما هیچ چیزی را انتخاب نمی‌کنم، همین گزاره هم یعنی انتخاب. در واقع شما انتخاب نکردن را انتخاب کرده‌اید. آزادی همواره شانه‌های ما را زیر بار مسئولیت، سنگین خواهد کرد.

در مقابل هرچه آزادی کاهش یابد – اگرچه سختی و مشقت ِمجبور زیستن به ما تحمیل خواهد شد – اما دیگر خود را مسئول نمی‌دانیم. مثلا زمانی که ما در منزل پدر و مادرمان و تحت اراده آنها زندگی می‌کردیم، ناگزیر به رعایت ِالزامات و بایدها و نبایدهای آنها بودیم که چه بسا خوشایند هم نبود. اما مسئولیت اداره زندگی را بر عهده نداشتیم.

نسبت آزادی و مسئولیت را می‌توان مفصلاً بحث کرد اما من به همین چند سطر مقدمه مختصر اکتفا می‌کنم و به موضوع اصلی یادداشتم خواهم رسید.

هنگامی که ما تصمیم می‌گیریم که والدی باشیم که تربیت فرزند خود را به مدرسه نسپرده، یعنی خود را از قید پایبندی به یک نظام آموزشی رسمی و نهاد مدرسه در مفهوم عرفی رها کرده‌ایم. اما نکته بسیار حائز اهمیت این است که این رهایی آیا به معنای سهل شدن زندگی است یا اتفاقا دشواری تربیت فرزند و سنگینی مسئولیت را بیشتر خواهد کرد؟

 

مسئول تربیت یا مطالبه‌گر تربیت؛ مساله این است!

 پدر و مادری با انتخاب آموزش بدون مدرسه، مسئولیت تربیت فرزند را به عهده گرفته‌اند و دیگر نمی‌توانند در مقام مطالبه گر محض، در انجمن اولیا و مربیان یا نشست های مدرسه‌ای سخن سرایی کنند و بگویند چرا بچه مرا تربیت نکردید! بلکه این سوالی است که باید هر ماه و هر روز در مقابل آینه از خودتان بپرسید.

فقط به همین یک مساله فکر کنید:

در نظام مدرسه‌ای شما پذیرفته‌اید که سیلاب مشخص درسی و کتابهای مشخص آموزشی وجود دارد که باز قبل طراحی و تدوین شده و فرزند شما باید آنها را یک به یک مطالعه کند. اما در وضعیت فرا مدرسه اولین پرسش – که البته سخت‌ترین پرسش نیز هست – همین موضوع است که اساساً فرزند من باید چه چیزی بخواند؟ از روی کدام کتاب و با کدام متد و شیوه؟

جمعبندی آنکه، انتخاب فرامدرسه بودن یک دانش آموز فقط به احوال خود فرزند بر نمی‌گردد بلکه ابتدا و اولاً این والدین هستند که باید در خود ببینند که آیا مهیای پذیرفتن چنین مسئولیت دشواری هستند؟ شاید اغراق نیست اگر بگوییم اکثریت فرزندان ما پذیرای نامدرسه زیستن هستند اما اقلیتی از والدین ما می‌توانند چنین مسئولیت دشواری را برعهده بگیرند.

فرامدرسه گزینی، یک انتخاب برای ساده تر شدن تربیت فرزند نیست بلکه یک مسئولیت پذیری یا حتی یک قمار عاشقانه از جانب والدین است. به همین سبب برای توسعه فرا مدرسه بیش از هر چیز باید در خصوص توسعه قابلیت والدین برای برعهده گیری مسئولیت تربیت فرزند دقت داشت

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *